خطی ز دلتنگی
تو قاب آینه پنهون شی نمی شه
یا روزایی که مثل ابرا خیسی
دلت می خواد که بارون شی نمیشه
چقد سخته واسه خندیدن تو
یه وقتایی فراموشی بگیرم
به عشق دیدن دنیا یه لحظه
چراغُ رو به خاموشی بگیرم
تو می خندی و دنیا رنگ دیگه س
می خوام از حس خوشبختی بمیرم
چقد سخته واسه خندیدن تو
تموم گریه هامُ گِل بگیرم
دلم می خواد بخندی،حتی وقتی
یه گنجشکم،رها تو باد و بارون
یه حسم،بی تفاوت رو به آینه
یه ابرم،بی ترانه تو بیابون
تموم قصه هامُ با تو گفتم
تموم گریه ها و خنده هامُ
تو آزادی بخندی یا نخندی
تو حق داری که نشناسی صدامُ
کاکایی
بعد نوشت:کتاب مورتالیته و جیغ سیاه روزنوشت های دکتر زویا طاووسیان در دوره ی تخصص زنان می باشد.قبلا کتاب ندای درون نیز از ایشان چاپ شده بود.
درد آور است که من آزاد نباشم تا تو به گناه نیفتی!!!
قوس های بدنم بیشتر از افکارم به چشمهایت می آیند!!!
تاسف بار است که باید لباسهایم را به میزان ایمان تو تنظیم کنم!!!
سیمین دانشور
بعد نوشت:روز ولادت فاطمه زهرا(س)و روز زن مبارک.
روزی را آرزو می کنم که زنان کشورم بتوانند از همه ی امکانات و نیروهای خود استفاده کنند.روزی که به عنوان یک انسان آزاد و صاحب اندیشه در کنار مردان و فارغ از ابزار جنسی دیده شوند.
اول و آخر این قصه یکی ست
این که "ما به هم رسیدنی بودیم"
این که "بین مون هنوز فاصله نیست"
من و تو کجای این حادثه ایم؟
تب تند عشق دیوونه چی شد؟
ما به هم رسیده بودیم ولی عشق
نمی دونم آخرش سهم کی شد
نه روزای ما گرفتار سکوت
نه شب من و تو بی حوصله بود
نه تو خسته بودی و نه من هلاک
جاده آرامش یک فاصله بود
دنیا دلواپس این بود که ما رو
تا همیشه آشنای هم کنه
دست تو مرهم دستی که می خواست
درد این فاصله هارو کم کنه
من و تو کجای این حادثه ایم
این که هر شبش یه سال نوریه
این که دلشکستن من عادته
این که سهم دستای ما دوریه
عبدالجبار کاکایی
بعد نوشت:آرزویم اینست که در وجودت خانه ای داشته باشم ،حتی به مساحت یک یاد.
۲-تاریخ و شناخت ادیان(۲)،دکتر علی شریعتی،شرکت سهامی انتشار
۳-جهان بینی و ایدئولوژی،دکتر علی شریعتی،شرکت سهامی انتشار
۴-عقلانیت جعفری،محمد رضا حکیمی،دلیل ما
۵-ساحل خورشید،دفتر شعر محمد رضا حکیمی،انتشارات الحیاه
۶-مورتالیته و جیغ سیاه،زویا طاوسیان،نشر لوح زرین
۷-بی خبری ها،مجموعه شعرمیلاد عرفان پور،سلمان پاک
۸-کودکانه و غزل،مجموعه شعر افشین علا،انجمن شاعران ایران
۹-از پشت سایه ها،مجموعه شعر محمد حسین انصاری نزاد،سپیده باوران
۱۰-تنها طرف آفتاب را گرفت،مجموعه شعر های آیینی سید حسن حسینی،انجمن شاعران ایران
۱۱-نتهای تنهایی،مجموعه رباعی جلیل صفر بیگی،سپیده باوران
۱۲-هی شعر تر انگیزد،مجموعه شعر طنز سعید بیابانکی،سپیده باوران
۱۳-بی چتر و بارانی،مجموعه ترانه های عبدالجبار کاکایی،نشر شانی
بعد نوشت:سه کتاب دکتر شریعتی جزءکسری کتابهای دوره بود که امسال کامل شد.هر اثری از استاد محمد رضا حکیمی هم که چاپ می شود، همیشه جزء خریدهایم هست.در پست های بعدی از مجموعه شعرها خواهم نوشت.
بعد تر نوشت:
باید که رها شد،در زمان و مکان،قاصدک باش،تا همه رازهایشان را برایت نجوا کنند...
کتاب باغ بی برگی که یادنامه ی اخوان ثالث هست رو من نداشتم،هربار که میخواستم بخرم برنامه ای پیش میومد و نمیشد.امسال نمایشگاه ،غرفه انتشارات زمستان که رسیدم تصمیم گرفتم بخرم،قیمتشو از فروشنده پرسیدم گفت که بیست و هشت هزار تومن با تخفیف نمایشگاه میشه بیست و پنج هزار تومن!!!!تعجب کردم فکر کردم چاپ جدیدشه که اینقدر قیمت خورده،کتاب رو برداشتم و اطلاعاتشو دیدم و متوجه شدم همون چاپ سال هشتاد و پنجه!!!دیگه به طور کل قید خرید این کتاب رو برای همیشه زدم.
بعد از ظهر دوستم زنگ زد که با هم بریم بیرون،شهر کتاب کرج هم توی مسیرمون بود،قرار شد بریم یه سری اونجا بزنیم،تا وارد شدیم کتاب باغ بی برگی رو روی میز دیدم ،دوباره وسوسه شدم قیمتشو ببینم:پانزده هزار تومان!!!!شک کردم از فروشنده قیمتشو پرسیدم اونم تایید کرد.منم یه جلد برداشتمو رفتم پای صندوق برای حساب که اونجا هم به من دو هزار تومن تخفیف داد و کتاب برام سیزده تومن افتاد.خیلی برام جالب بود و کلی بهم چسبید.تمام خستگی اون روز نمایشگاه رفتن و نبود کتاب خوب از تنم درومد.
بعد نوشت:شاید به جرات بتونم بگم شهر کتاب کرج که توی چهار راه طالقانی هست یکی از بهترین کتابفروشی های ایران از نظر تعداد کتاب می باشد.اگر حوصله داشته باشی و وقت بذاری کتابای خیلی خوب با قیمتای مناسب میتونی پیدا کنی.البته بگم من با بچه های اونجا دوستم و هر وقت که میرم چند جلد کتاب خودشون برام کنار گذاشتن،کتابایی که چاپ قدیمه و از انبار پخشیها پیدا میکنن کنار میذارن و به کسایی که ادبیات رو پیگیری میکنن معرفی میکنن.
تو یه فرصت دیگه چند تا کتابی که خریدم اینجا میارم.
بعد نوشت:بهترین کتابی که توی نمایشگاه امسال دیدم و خیلی خوشم اومد آخرین کار استاد کدکنی بود که نشر سخن توی همین اردیبهشت چاپش کرده بود و خاطرات و نظرات استاد کدکنی از مهدی اخوان ثالث بود.فقط حیف قیمتش بالا بود و من فعلا نخریدم.
عشق این بار به دیوانه شدن می ارزد
گرچه خاکسترم و همسفر باد ولی
جستجوی تو به بی خانه شدن می ارزد
تیشه بر ریشه ی قصری که در آن شیرین نیست
بیستون بی تو به ویرانه شدن می ارزد
شانه ام زیر غم عالم و آدم اما
یک نفس زیر سرت شانه شدن می ارزد.
شاعر؟
بعد نوشت: ممنون از رویای عزیز بابت اطلاعاتی که در مورد کتاب دادن.
ماه های دیگری در آسمان کهنه خواهم کاشت
نورهای تازه ای در چشمهای مات خواهم ریخت
لحظه هارا در دو دستم جای خواهم داد
سهره ها را از قفس پرواز خواهم داد.
چشم ها را باز خواهم کرد...
خوابها را در حقیقت روح خواهم داد
دیده ها را از پس ظلمت به سوی ماه خواهم خواند
نغمه ها را در زبان چشم خواهم کاشت.
گوشها را باز خواهم کرد...
آفتاب دیگری در آسمان لحظه خواهم کاشت
لحظه ها را در دو دستم جای خواهم داد
سوی خورشیدی دگر،پرواز خواهم کرد...
خسرو گلسرخی
بعد نوشت:کم شدن ناشران خوب در نمایشگاه کتاب هر سال داره سنت میشه،و کلی باید رصد کنی تا یه کتاب خوب پیدا کنی که توی نمایشگاه بخری.دوستان اگه کتابی در نظر دارن اطلاع رسانی کنن،ممنون میشم.
از ظهر شباب دست او می آیم
با این تب استوایی مالامال
از سایه ی گیسوان باد آسایش
یک لحظه پس از سپیده های سوسن
از مهر گیاه آفتاب اندامش
از صبح کلام صادقش می آیم
یک لحظه پس از طلیعه های تبدار
از شهرت راه رفتنش
از چلچله پله های گامش می آیم
یک لحظه پس از بسیج انگشتانش
یک لحظه پس از نشستنش
یک لحظه پس از نسیم لبهایش
یک لحظه پس از صمیم قلبش می آیم
می گویم و باز هم می گویم:
ای سایه ی شعله در سر شیفتگان
ای تاب خورنده در گل،از هاله ای از گل ها،
تا گزمه به زخم چشم
از سایه ی ظلم ننگرد در تو
مهتابی چهره را قرق کن در شب
با لشکر بلبلان بی سر گشته
زیرا
مساحی گزمگان در این لحظه
جاوید شده ست.
رضا براهنی
بعد نوشت:ممنون از دوست جانم بابت شعر زیبا و لینک قشنگشون.
از رفتن بمان،
دستت را به من بده،
که در امتداد دستانت،
بندی است برای آرامش…

نزار قبانی
| Design By : Night Melody |

